
افشاگری موارد نقض حقوق بشر توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران و آگاه سازی برای دفاع از حقوق آشکار انسانی
۱۴۰۰ آذر ۱۲, جمعه

چیستی خشونت روانی در محیط کار برای زنان ایرانی

وقوع خشونت علیه زنان در جامعه نشـان از یـک پیـام دارد و آن چیـزی نیست جز رشد خشونت در سطح جامعه؛ بنابراین تفاوت نمیکند که قربانی خشونت چه کسی است؛ زن، کودک، کارگر، معلم، دانشجو یا کسی که برای معاش خود اعتراض میکند.
سازمان بهداشت جهانی (WHO) خشونت را استفاده عمدی از نیروی فیزیکی، اعمال قدرت، تهدید یا اقدام علیه خود و دیگران یا علیه یک گروه و جامعه که احتمالاً منجر به جراحت، صدمه، مرگ، آسیب روانی و ممانعت از توسعهی فردی و میان فردی میشود، تعریف میکند. با این تعریف میتوانیم خود را جزو ملتهایی بدانیم که بندبند این تعریف را به گونهای لمس و مشاهده کردهایم.
در رویکردهای نوین علمی و خصوصاً در حوزهی علوم انسانی سالهاست که نظریههای تلفیقی و میانرشتهای گوی سبقت را از نظریات سنتی ربودهاند. به عنوان مثال دیگر کمتر روانشناسی پیدا میشود که قائل به برتری نقش محیط یا وراثت در رشد و تربیت انسان باشد؛ البته این تازه اول کار است و امروزه دیگر بافت یا زمینه (Context) و ریزمؤلفههای زیستی و ژنتیکی و بیوشیمیاییاند که با کارایی بیشتر در تبیین انسان امروز مورد بحث و پژوهشند. به نظر گریزی از تکرار این جمله نیست که اگر کسی در هر سن و شرایطی در جامعهای مورد خشونت قرار میگیرد، پس آن جامعه بستری برای ابراز خشونت فراهم آورده.
در جوامعی کـه خشـونت مـورد چشـمپوشـی و اغماض قرار میگیرد، این قربانیان خشونتاند که همیشه سرزنش و متهم به ایجاد زمینهی مناسب برای خشونت میشوند. این دقیقاً همان طرز فکری است که در کشور ما جاری و ساری است: حجابت را رعایت کن تا به تو نگاه نکنند! دقیقاً در همین بزنگاه تاریخی است که نظریهی اعجابانگیز مرغ و تخم مرغ برای ساختاری که فاقد رشدیافتگی، جامعنگری و انعطاف است، نمود پیدا میکند؛ به این معنی که هنوز در کشور ما یک رویکرد جامع و فارغ از تنگنظری برای بررسی و مداقه هر موضوعی و اختصاصاً موضوع خشونت و در نهایت خشونت علیه زنان، وجود ندارد؛ چراکه یا زن به مثابهی زن مقصر است یا جامعه. جامعه که اسلامی و تحت لوای حکومت و قوانین دینی است و مو لای درز قوانین کشور هم که نمی رود؛ پس مقصر زن است. اوست که حجابش را رعایت نمیکند، اوست که باید تمکین کند، اوست که با گذشت باید کانون خانواده را گرم نگاه دارد، اوست که جنس دوم است و ضعیفه، اوست که باید برای استقلال اقتصادی کار کند، اوست که گاهی نانآور است و اوست که وجودش در بهترین حالت نیازمند تنبیه و تأدیب است.
خشـونت در همـهی جوامـع، حتـی در غـرب در اشـکال مختلـف وجـود داشـته و آمارهـای سازمانهای رسمی نشانگر افزایش این پدیده است. تعریف و مصادیق خشونت علیه زنان اگرچه در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه و عقبمانده با توجه به تمایزات فرهنگهـا و قوانین متفاوت است، اما ماهیت و نفس رفتار خشونتآمیز با زنان و آسیبپذیری جامعه تا حد زیادی در همهی جوامع مشابه است.
خشونتهایی که زنان در معرض آن قرار دارند، از منظر رشتههای علمی و دیدگاههای مختلفی مانند پزشکی، علوم اجتماعی، روانشناسی، حقوق و… قابل بررسی است. دیدگاه سنتگرا جرایمی مانند تجـاوز و تهدیـد زنـان را نـادر مـیداند و تصـور میشود بسیاری از زنان و البته نه همهی آنان خود مسبب رفتـار خشـونتآمیزنـد؛ یعنـی در مورد قربانی تجاوز جنسی میگویند که متجاوز را وسوسه کرده و سـبب شـده مـرد مهـار امیـال جنسی خود را از کف بدهد. ظاهراً زن با رفتار خـود در امـاکن عمـومی یـا با «از راه بـهدربـردن» و تشویق مرد به توقع رابطهی جنسی مسبب چنین خشونتی شده (آبوث و والاس، ۱۳۸۰).
از چشمانداز دیدگاه لیبرال-روانی خشونت نسبت بـه زنـان مشـکلی اجتمـاعی بـه حسـاب میآید، اما چندان اهمیتی برای آن قائل نمیشوند. دو حالت وجـود دارد: یـا مـرد مهـاجم بیمـار و پریشان است یا زن قربانی سرش برای خشونت درد میکرده؛ پس دربارهی تجـاوز جنسـی مرد متجاوز را بیمار روانی و یا بیکفایت میانگارند یا اینکه میگویند زن قربـانی مبـتلا بـه خـودآزاری است. به همین ترتیب دربارهی مردانی که زن خود را کتک میزنند، گفتـه مـیشـود کـه در دوران کودکی در خانه کتک میخوردهاند یا از روی مستی زن خود را میزنند یا اینکه زن ایشان خود میخواهد که کتک بخورد.
در زمینهی خشونت دیدگاه فمنیستی واحدی وجود نـدارد، ولـی همـهی رویکردهای فمنیستی خشونت نسبت به زنان را در متن وسیعتری بررسـی مـیکننـد کـه همـان جایگاه فرودست زنان نسبت به مردان است. در دههی هفتاد میلادی فمنیستها کوشیدند تجاوز جنسی و کتکزدن همسر را علایم جدی خشونت مردان به زنان معرفی کنند، اما این رویکرد به تازگی مورد اعتراض واقع شده و فمنیستها گفتهاند هرچه را که موجب وحشت و ارعاب زنان میشود، باید در بستر کنترلی که مردان بر رفتار زنان دارند، بررسی کرد.
سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را عبارت از هر گونه اقدام خشونتآمیز مبتنی بر جنسیت که منجر به آسیب و رنج فیزیکی، جنسی و روانی به زنان شود یا ممکن است منجر به آن شود، حمله و تهدید به انجام چنین اعمالی به صورت اجباری یا محرومیت از اختیار و خواستهی قلبی که در زندگی خصوصی یا عمومی اتفاق میافتد، تعریف میکند.
در ایران بحث خشونت نسبت به زنان تا مدتها مسکوت گذاشته شده بود و دربارهی آن بحثی نمیشد، اما به دلایلی چون فعالیت افراد متخصص و کارشناسان حوزههای مرتبط، برگزاری چهارمین کنفرانس جهانی زنان در سال ۱۹۹۵ در پکن بر محور خشونت علیه زنان، آغاز فعالیت سازمانهای بشردوستانه و غیردولتی و افزایش خشونتهای خانگی و انعکاس آن در رسانههای ارتباط جمعی میتوان چنین در نظر گرفت که از سال ۱۳۷۶ اولین اقدامات و پژوهشهای علمی و بحث و بررسی دربارهی خشونت علیه زنان مورد توجه قرار گرفت. نهادهای دولتی سعی در ایجاد امکاناتی برای زنانِ در معرض خشونت کردند، دانشجویان پایاننامههای خود را به آن اختصاص دادند و افراد مختلف در حوزههای مختلف علمی و حتی نیروی انتظامی دست به پژوهش و بررسی زدند.
علیرغم تمام فعالیتهای انجامشده خشونت علیه زنان هنوز گستردهترین نقض حقوق بشر در سراسر جهان اسـت کـه بر زندگی حدود یک-سوم زنان تأثیر میگـذارد؛ خصوصاً مسئلهی خشونت در محـیط کار که ابعادی پیچیدهتر از سایر انواع خشونت نظیر خشونت خانگی دارد. شاید دلیل این پیچیدگی گرهخوردن آن با مسایل اقتصادی باشد که وقایع و جریانات ثانویهای را بر موضوع خشونت مترتب میکند. جایی که زن در آنجا برای کسب استقلال، هویت فردی و اجتماعی و درآمد حضور دارد، اما میتواند برزخی باشد میان استقلال و وابستگی، اشتغال مولد و اشتغال جنسی و ماندن و تحمل یا رفتن و… مسئلهی خشونت در محیط کار تا آنجا مهم است که میتوان از عبارت «بحران تمدن» برای آن استفاده کرد (جاتفورس، ۱۳۹۷).
مسئلهای که دیگر فقط اثبات برتری جنس مذکر نیست، بلکه یک تراژدی غمبار است، از حضور زن در طیفی که یک سوی آن رسیدن به جایگاه اجتماعی و خودشکوفایی است و سوی دیگر نیاز به کار و درآمد. بخش اسفبارتر آن جایی است که زن تن به تنفروشی و هر کار آسانتری نداده و با عزمی پولادین پای در مسیر کار و کسب درآمد گذاشته، اما مجبور است برای حفظ و نگهداشت آن انواع هزینههای جسمی، جنسی و روانی را بپردازد.
همانطور که خشونت علیه زنان در خانواده در محیط بسته باقی میماند و به بیرون درز پیدا نمیکند، خشونت در محیط کار به احتمال بیشتری سربسته باقی خواهد ماند؛ چراکه زن دیگر از خانه خارج شده؛ حال به جبر زمان و شرایط یا به میل و رغبت. اگر اجبار باشد که باید کار و شغل خود را به هر قیمتی که شده، حفظ کند؛ اگر هم از روی میل قلبی انتخاب کرده باشد، برای آنکه راه بازگشت را پرتلاطم میبیند و نمیخواهد زیر بار شکست برود، باز سکوت میکند. مگر میشود زنی که سرپرست خانواده است، از معیشت خود بگذرد؟ خوشبینانهترین حالت داشتن شغل و درآمد است و او هر طور شده باید آن را حفظ کند؛ اما از سوی دیگر زنی که تجربهی کار و اشتغال در خارج از خانه را دارد، مگر میتواند به راحتی به کنج خانه بازگردد؟ درآمدش، استقلالش، روابطش، سرمایهی اجتماعی و عزت نفسش خدشهدار خواهد شد. اینگونه است که انواع پیآمدها و عواقب کشنده خشونت علیه زنان نظیر تنهایی، افسردگی، اضطراب، اختلال در خواب، سرزنشکردن خود و همچنین مشکلات فیزیکی مانند شکستگیها، آسیب اندامهای داخلی، عفونتها، آسم، ایدز، خودکشی و دیگرکشی از نسلی به نسل بعد منتقل میشود.
با این اوصاف دو نقص اساسی در ساختار کشور به چشم میخورد که باعث میشود آنطور که باید به مسئلهی خشونت علیه زنان به طور کل و خشونت در محیط کار علیه آنان به طور اخص مورد بحث و پیگیری قرار نگیرد. اول فقدان یا موثقنبودن آمار میزان، انواع و تبعات خشونت در محیط کار و دوم نقص قوانین حقوقی و کیفری، به نوعی که جرمانگاری در قانون تصریح نشده و قوانین غیرمستقیم نیز پاسخگوی آنچه وقوع مییابد، نیست. در سال ۹۷ دولت لایحهی منع خشونت علیه زنان را تدوین کرد، اما قوهی قضاییه تا مدتها نظر خود را دربارهی آن اعلام نکرد و به گفتهی معاون زنان رئیس جمهور لایحه به قم فرستاده شد تا علما در خصوص آن اعلام نظر کنند.
برخی آمارها میگویند در ایران شصتوششدرصد از زنان حداقل یک بار مورد خشونت خانگی واقع شدهاند. یا مطالعهای نشان داده که سیدرصد از زنان متأهل حداقل یک بار خشونت فیزیکی و شدید منجر به آسیبهای جدی را تجربه کردهاند. در پژوهشی دیگر در سال ٩۴ این چنینن گزارش شده که شیوع خشونت خانگی در زنان باردار چهلوهشتدرصد، خشونت فیزیکی هفدهدرصد، خشونت روانی چهلویکدرصد و خشونت جنسی بیستویکدرصد بوده. مطالعهای در حوزهی خشونت در محیط کار گزارش کرده که هفتادودودرصد پرستاران در زمان اشتغال خود خشونت را تجربه کردهاند؛ اما عضو هیئت رئیسهی شورای شهر تهران در آذر ۹۹ به خبرگزاری ایسنا گفته که آمار دقیقی دربارهی میزان واقعی خشونت علیه زنان در ایران وجود ندارد و تعداد زنانی که به خود جرئت شکایت علیه خشونت را میدهند، چندان قابلملاحظه نیست.
در غرب بررسی تخصصی خشونت، اقدامات پیشگیرانه و قانونگذاری و… از حدود سال ۱۹۷۰ شروع شده و انواع مختلفی از خشونت علیه زنان مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته، اما به نظر میرسد تمام پژوهشگران بر این نکته اجماع دارند که بررسی خشونت یکی از سختترین انواع پژوهشها است. مشکلات و موانعی چون عدم ارائهی تعریف دقیق از خشونت، ترس و خجالت در پاسخگویی کسانی که مورد خشونت واقع شدهاند، محدودشدن آمارها به مراکز دولتی و شبهدولتی و تنوع و تعدد در دیدگاههایی که به این مسئله پرداختهاند، باعث شده که چیستی، چرایی و ابعاد خشونت آنطور که باید و شاید واضح و شفاف نباشد.
اضافه بر دلایل پژوهشیِ ذکرشده در ایران نیز بحرانهای فراگیر اجتماعی، عدم منابع کافی برای اطلاعرسانی عمومی از طریق رسانهها دربارهی مسئلهی خشونت، ناکارآمدی قوانین، سختگیری دولتها در خصوص فعالیت سازمانهای غیردولتی، در اولویتنبودن زنان قربانی خشونت به همراه بسیاری از عوامل دیگر موجب شده تا مبحث کاهش خشونت علیه زنان در ایران نتواند به اندازهی کافی مورد توجه قرار گیرد و زمینهی تدوین قوانین حمایتی را فراهم کند. وقایع دردناک از اسیدپاشی در شهر اصفهان، کشتهشدن رومینا به دست پدرش و… موضوعاتیاند که در شبکههای مجازی انعکاس یافتند، اما خدا میداند چه داغهایی بر دل زنانمان نشسته و چه مهرهای سکوتی که بر دهانشان زده شده.
متأسفانه زنان قربانی خشونت در ایران از امکانات حاکمیتی و اجتماعی برخوردار نیستند و در بسیاری از موارد به دلیل عدم حمایتهای قانونی بسیاری از ایشان مجبور به تحمل انواع خشونتهای خانگی و محیط کارند. در عین حال بسیاری از زنان و مردان در ایران آموزش کافی در خصوص مواجهه با خشونت را ندیدهاند و بسیاری از مصادیق خشونتهای خانگی، کاری، جنسی و روانی در فرهنگ ایرانی تعریفشده نیست.
بنابراین شاید بتوان چنین گفت که یکی از علل خشونت در آموزش و یـادگیری و ابتـدا در خـانواده و سـپس در مدرسـه و گـروه همسالان و رسانهها است؛ به طوری که فـرد با دیدن و مشاهده و به کارگیری خشـونت قصـد دارد طـرف مقابـل را بـه اجابـتکـردن خواستههای خود وادار کند؛ پس خشونت، خشونت میآفریند و در یک رابطهی متقابل ابعاد و اشکال پیچیدهتری مییابد (برت گر، ۱۳۷۹). طیف وسیعی از اقدامات آشکار و پنهان در محیط کار در یک فرآیند اجتماعی، آموزشی و فرهنگی به هنجار تبدیل شده و طبق تعریف کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل از خشونت و انواع آزار و اذیت جسمی و روانی به عنوان ابزاری برای ابراز قدرت و کنترل توسط کارفرمایان و سرپرستان و همکاران و سایر اشخاص استفاده میشود.
آزارهای جسمی در محیط کار بـه اذیـت و آزارهـای جزئی محدود نیست و در برخی موارد به ضربوشتم و حتی قتل نیز منجر میشود. یکی از متداولترین موارد طرز رفتار و گفتار نامطلوب اغلـب کارفرمایـان بـا کارکنـان خـویش، علیالخصوص در محیطهای کاری خصوصی یا کارگاههای کوچک است که کـارگران بـه جهت تأمین مایحتاج زندگی خویش نیاز مبرمی به کار دارند و بعضاً پشتوانهی دولتی و تـأمین مالی مناسبی ندارند و این رفتارها، چه لفظی و چـه فیزیکـی منجـر بـه آزار شـدید کـارگر و کارمند زن شده.
آزار جنسـی در محل کار میتواند به عنوان استفاده از اقتدار شغلی یا قدرت به منظور تحمیـل خواسـتههـای جنسی تعریف شود. این کار ممکن است شکلهای خشنی به خود بگیرد؛ مانند هنگامی که به یک کارمند زن گفته میشود که یا بـه یـک برخـورد جنسـی رضـایت دهـد یـا از کـار اخراج شود. بیشتر انواع آزار جنسی تا حدودی زیرکانـهتـر اسـت؛ بـرای مثـال ایـن نـوع خشونت شامل فهماندن این مطلب است که پذیرفتن خواهشهـای جنسـی پـاداشهـای دیگری به همراه خواهد آورد یا چنانچه اینگونه خواهشها برآورده نشود، نوعی مجـازات مانند جلوگیری از ترفیع به دنبال خواهد داشت.
کمتربودن فرصتهای شغلی، نابرابری در دستمزد و تحقیر و تعرض جنسی به زنان از جمله مصـادیق خشـونت علیـه آنـان در محـیط کـار اسـت کـه جنـبشهـای فراوانـی را در سراسـر جهـان بـرای مقابلـه بـا ایـن پدیـده به وجود آورده.
در قـانون کـار مصـوب ۲۹ آبـان ۱۳۶۹ جمهوری اسلامی ایران که مشتمل بر دوازده فصل است، اشارهای به موضوع خشونت در محـل کـار علیه کارگران زن نشده. هرچند در فصل چهارم این قانون با عنوان «حفاظت فنی و بهداشتی کار» به التزام کارفرمایان برای در نظرگرفتن تدابیر و اقداماتی جهت حفاظت فنـی و بهداشتی کارگران و محیط کار آنها اشاره شده، لیکن اشارهای به خشونت در محیط کار و نیز تعریف آن، انواع و اقسام آن و راههای جلـوگیری از آن قیـد نشده. در مواد ۷۵ تا ۷۸ قانون کار که اختصاص به شرایط کار زنان دارد نیز کمترین جنبهی حمایتی از زنان در مقابل خشونت علیه ایشان در محیط کار را نمیتوان سراغ گرفت.
بنابراین مثل همیشه باید دست همت بر کمر گذاشته و با اتکا بر ظرفیتهای فردی و اجتماعی به سوی شناسایی، تبیین و اصلاح این وضعیت نیز مبادرت کرد. برای کمرنگکردن این مشکل زنان باید از سطوح مختلف اجتماعی در تشـکلهـای زنـان شرکت کنند؛ به این ترتیب آنها میتواننـد با بیـان تجـارب و مسائلشـان راههـای مقابلـه را نیز یافته و به سایرین بیاموزند و با فعالکردن سایر زنان به روشهای اعتراضـی علیـه کـار مضاعف و بهرهکشی جنسیتی دست یابند. زنان کارگر به مدد هم و یاری فعالان جنبشهای زنان مـیتواننـد در بسترسـازی فرهنگـی در جهـت ایجـاد محـیط امـن بـرای کـار زنـان نقش تعیینکنندهای را در جامعه داشته باشند؛ به شرط آنکه از صحنه خارج نشوند و تا آنجـا که میتوانند به خشونتهای جاری اعتراض کنند. این اعتراضات در نهایت میتواند به جایی بیانجامد که قانونگذار را متوجه نقش تعیینکنندهی خـود کنـد و بـا تعیـین جـرائم سـنگین کارفرمایان را مجبور به تأمین امنیت جنسی و روانی زنان کارگر خود در محیط کار کند.
۱۴۰۰ آذر ۱۱, پنجشنبه
دانش آموز و معلم در یک قدمی حادثه ای تلخ / در کاشان چه گذشت؟

حوادث رکنا:سخنگوی اورژانس گفت: ۲۳ دانش آموز در مدرسه ای در کاشان با گاز مونوکسیدکربن مسموم شدند.
مجتبی خالدی اظهار کرد: ساعت ۱۱:۳۷ دقیقه مسمومیت دانش آموزان در مدرسه دخترانه قاضی طباطبایی کاشان به سامانه ۱۱۵ سازمان اورژانس اعلام شد.
به گزارش رکنا، وی افزود: عوامل اورژانس سریعاً به محل اعزام شدند و ۳۳ نفر که ۲۳ نفر از آنها دانش آموزان بودند و ۱۰ نفر هم کادر مدرسه به بیمارستان منتقل شد.
مسمومیت ۲۳ دانش آموز در کاشان با گاز مونوکسیدکربن
به گفته سخنگوی سازمان اورژانس کشور حال تمامی دانش آموزان مساعد است و برای اطمینان از پایداری وضعیت تنفسشان تحت نظارت هستند.
سخنگوی سازمان اورژانس کشور گفت: از ابتدای مهرماه امسال تا الان ۹۰ نفر به دلیل مسمومیت با گاز مونوکسید کربن جان خود را از دست دادند.
کور کردن معترضین
🔴 ⚫️ کور کردن چشم معترضین، از آغا محمد خان تا آغا سید علی!!
علی #خامنه_ای، الگوی حکمرانی خود را از جنایتکاران و دیکتاتورهای تاریخ بر گرفته است.
🔺دیکتاتور ولایی از #موسیلینی حاکمیت فاشیستی و پلیسی و سرکوبگرانه را آموخته که هر نوع مخالفت و اعتراضات صنفی کارگران، معلمان و کشاورزان را به شدت و با وحشی گری سرکوب کند.
🔺خامنه ای از #استالین و #هیتلر برپایی دادگاه های نمایشی را آموخته که نتیجه قطعی آن اعدام مخالفین است.
🔺او حبس و به زندان انداختن هر نوع صدای مخالف و شکنجه وحشیانه و قتل منتقدین در زندان را از #صدام، کپی برداری کرده است.
🔺خامنه ای جلاد در آبان ۹۸ با الگو گیری از #قذافی به مزدوران قاتل خود در سپاه و بسیج و ناجا دستور قتل با شلیک بی رحمانه به قلب و سر معترضین در تجمعات را داد.
🔺خامنه ای در هنگام #اعتراضات_اصفهان در نهایت بی شرفی به مزدوران خود دستور داد با تفنگ مستقیما به چشم کشاورزان و مردم معترض شلیک کنند، که این جنایت وحشیانه خامنه ای نیز از جنایت تاریخی #آغا_محمدخان قاجار اقتباس شد که هنگام تصرف کرمان هزاران نفر از مردم آن شهر را کور کرد .
تداوم بازداشت و بی خبری از وضعیت پدرام عبهر، شهروند بهائی
پدرام عبهر، شهروند بهائی ساکن تهران، علیرغم گذشت ۹ روز از زمان دستگیری، کماکان در بازداشتگاه یک نهاد امنیتی به سر میبرد. آقای عبهر در تاریخ ۳۰ آبان ماه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. ماموران در زمان بازداشت ضمن تفتیش منزل پدری وی در شیراز برخی از لوازم شخصی این خانواده و همچنین تصاویر، کتب و آثار مرتبط با آیین بهائی را ضبط کرده و با خود بردند. بعلاوه ماموران در تاریخ ۲ آذرماه، به همراه این شهروند بهائی جهت بازرسی، به منزل او در تهران مراجعه کردند.
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پدرام عبهر، شهروند بهائی ساکن تهران، کماکان در بازداشت و بی خبری بسر می برد.
آقای عبهر در تاریخ ۳۰ آبان ماه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. ماموران پس از بازداشت، ضمن تفتیش منزل پدری وی در شیراز برخی از لوازم شخصی از جمله سند منزل مسکونی، قاب عکس ها و کتب مرتبط با آئین بهائی، شناسنامه، کارت ملی، گذرنامه و تلفن های همراه اعضای خانواده و همچنین لپتاپ و هارد درایو این شهروند را ضبط کرده و با خود بردند. ماموران سپس در تاریخ ۲ آذرماه به همراه این شهروند بهائی جهت بازرسی، به منزل وی در تهران مراجعه کردند.
به گفته یکی از دوستان خانوادگی آقای عبهر، علیرغم پیگیری های مکرر خانواده پدرام، تاکنون از سوی دادسرای شیراز پاسخ روشنی در خصوص دلایل بازداشت و محل نگهداری فرزندشان به آنان داده نشده است. همچنین لوازم شخصی خانواده پدرام از جمله مدارک شناسایی خانواده، کماکان تحت توقیف نهاد امنیتی نامشخصی بوده و به آنان بازگردانده نشده است.
پیشتر یک منبع مطلع در خصوص آقای عبهر به هرانا گفته بود: پدرام عبهر ساعت ۱۰ صبح روز یکشنبه ۳۰ آبان ماه از شیراز راهی بوشهر شد. وی درحالیکه مدت کوتاهی جهت استراحت در دشت ارژن توقف کرده بود، پیش از حرکت مجددا توسط ۳ اتومبیل ناشناس محاصره و پس از بازداشت به منزل والدینش در شیراز بازگردانده شد. ماموران که تعداد آن ها حدود ۱۳ تن بوده منزل خانواده این شهروند بهائی را تفتیش کردند”.
به گفته این منبع مطلع، در تاریخ ۱ آذرماه پدرام عبهر از بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در شیراز به دادسرای شیراز منتقل شده است.
تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت، اتهامات مطروحه، نهاد بازداشت کننده و محل نگهداری این شهروند اطلاعی در دسترس نیست.
پدرام عبهر ۳۷ ساله، مجرد و شهروند بهائی ساکن تهران است.
اسکایلر تامپسون، مسئول روابط خارجی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در رابطه با این خبر گفت: این سازمان به شدت اعمال تبعیض آمیز علیه اقلیت های مذهبی در ایران را محکوم می کند. ما از ایران میخواهیم که گامهای مشخصی بردارد تا اطمینان حاصل شود که ایرانیان بخصوص شهروندان بهائی میتوانند از آزادیهای مذهبی، از جمله انجام آزادانه امور مذهبی مورد نظر خود برخوردار شوند.
شهروندان بهائی در ایران از آزادیهای مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.
بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار شهروند بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیان را به رسمیت نمیشناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.
بازداشت دو تن از عوامل یک آتلیه عکاسی در کرمان
جانشین فرماندهی انتظامی استان کرمان از بازداشت یک زن و یک مرد از عوامل آتلیهای در این استان، به دلیل انتشار تصاویر و کلیپ هایی در فضای مجازی خبر داد. ماموران ضمن تفتیش محل کار این شهروندان، اقدام به ضبط یک دستگاه دوربین عکاسی، پروژکتور، لپ تاپ، کیس رایانه و تلفن همراه این افراد کرده اند. ورود به حریم خصوصی شهروندان و مداخله در امور فردی آنان از جمله انتقاداتی است که به نظام قضایی و انتظامی ایران وارد است.
به نقل از رکنا، دو تن از عوامل آتلیه ای در کرمان بازداشت شدند.
عبدالعلی روانبخش در این خصوص مدعی شد: در راستای رصد فضای مجازی توسط کارشناسان پلیس امنیت عمومی، صفحه ای در شبکه اجتماعی اینستاگرام شناسایی شد که اقدام به انتشار «عکس، فیلم و کلیپ های غیر اخلاقی» در فضای مجازی می کرد.
روانبخش افزود: در این رابطه یک پسر جوان که اقدام به دایر کردن آتلیه عکاسی کرده و با گرفتن فیلم و کلیپ اقدام به «فعالیت های غیر مجاز» میکرد دستگیر شد. همچنین یک شهروند زن که در ساخت کلیپ با این فرد همکاری داشت بازداشت شد.
جانشین فرماندهی انتظامی استان ادامه داد: پس از انتشار این محتوا در فضای مجازی، ماموران در جریان بازدید از محل فعالیت این آتلیه، یک دستگاه دوربین عکاسی، پروژکتور، لپ تاپ و کیس رایانه و یک دستگاه تلفن همراه این شهروندان را ضبط و توقیف کردند.
ورود به حریم خصوصی شهروندان و مداخله در امور فردی آنان از جمله انتقاداتی است که به نظام قضایی و انتظامی ایران وارد است.
۱۴۰۰ آذر ۱۰, چهارشنبه
شهلا اعزازی: خشونت در ایران قانون است/ گفتگو از مهرنوش نوعدوست
مسئله همچنان قدرت است. تا زمانی که گروهی بر گروه دیگر اعمال قدرت میکنند و نابرابری و تبعیض وجود دارد، خشونت هم در اشکال مختلفش بازتولید میشود. خشونت جنسیتی هم از این امر مستثنا نیست، اما تفاوتش اینجاست که در خصوصیترین حوزهی افراد رخ میدهد؛ یعنی جایی که پایگاه امنیت روانی فرد شکل میگیرد؛ اما در ایران موضوع پیچیدهتر است.
در ایران مسئله فقط جنگ قدرت بین زن و مرد نیست، بلکه وجود حمایت و امکانات قانونی و عرفی از خشونت است. اینجا صاحبان قدرت برای اعمال خشونت حمایت همهجانبهی قانون را هم دارند. در این گفتوگو با شهلا اعزازی، جامعهشناس و استاد دانشگاه دلایل خشونت جنسیتی در ایران و حمایتهای قانونی از آن را بررسی میکنیم.
باتوجه به قدمت پدرسالاری در ایران ریشهی خشونت جنسیتی چیست؟
ریشههای تاریخی خشونت جنسیتی نه فقط در ایران، بلکه در همهی دنیا پدرسالاری یا همان مردسالاری امروزی است. زمانی که گروهی بر گروه دیگر اعمال قدرت میکنند، نابرابری ایجاد میشود؛ بنابراین مسئله نابرابری جنسیتی است که میتواند در بسیاری از موارد به خشونت منجر شود. خشونت جنسیتی ریشهی تاریخی دارد و هر ظلم و ستمی که تاریخی است، مقاومت هم مقابلش وجود دارد.
پدرسالاری تاریخی و مردسالاری امروز در غرب و در ایران مورد انتقاد قرار گرفته و گروههای تحت ستم سعی دارند این مسئله را از بین ببرند. مردسالاری که در جامعهی ما به شدت و در جوامع دیگر در صورتهای مختلف وجود دارد، به نوعی باعث شده که گروههایی در جامعه براساس جنسیتشان ــکه در اینجا بیشتر زنان مد نظرندــ مورد ستم و آزار جنسی، جنسیتی، روانی و سایر انواع خشونت قرار بگیرند.
آیا میتوان گفت اعمال قدرت مردان یا رواداشتن خشونت از سوی آنها بر زنان بخشی از فرهنگ یا هنجار جامعه در ایران است؟
مردان در ایران برای پیشبردن امیال خودشان در حوزهی عمومی و خصوصی مجاز به خشونتند و میتوانند دیگری را وادار کنند طبق میل آنها رفتار کند. تضاد علایق در میان افراد طبیعی است و راههای مختلفی برای از بینبردن این تضادها وجود دارد. یکی از این راهها گفتوگو است که به مجابکردن دیگری میانجامد، اما سادهترین راه مجابکردن خشونت است. دربارهی مسئلهی خشونت خانگی زن با خشونت وادار میشود طبق میل مرد رفتار کند. این سادهترین راه از دید فرد قدرتمند است که متأسفانه عواقب بسیار خطرناکی نهتنها برای آن فرد خشونتدیده، بلکه برای جامعه و نسلهای دیگر دارد و باعث میشود چرخهی خشونت ادامه پیدا کند. تأکیدی که بر خشونت خانگی میشود، از همین روست که نباید ادامه پیدا کند. از طرفی این خشونت در عرصهی عمومی هم وجود دارد.
نقش زنان در بازتولید چرخهی خشونت چیست؟
خوشبختانه این مسئله در ایران مطرح شده که چرخهی خشونت ابتدا در خانواده باید از بین برود. زمانی به مسئلهی خشونت با عنوان تربیت نگاه میکردند؛ یعنی اگر زنی از شوهرش کتک میخورد، آن زن یا اطرافیانش که اکثراَ زنان بودند، از او میخواستند رفتارش را تصحیح کند. به نظر میرسد در جامعهی کنونی ایران دیگر کسی آن شکل خشونت را قبول ندارد و آن را به شکل شیوهی تربیتی نمیبیند؛ البته در مواردی زنان ممکن است مدارا و تحمل کنند، اما در درون خودشان ناراضیاند. میتوان برای مقابله با خشونت از راهکارهای فردی استفاده کرد، اما برای از بینبردن آن باید راهکارهای اجتماعی وجود داشته باشد؛ مثلاً باید در کل جامعه حرکتی ایجاد شود که زنان حضور بیشتری پیدا کنند. زنان باید در جامعهی مدنی شرکت و از این طریق خواستههایشان را دنبال کنند. زنان هرجایی که زندگی میکنند، باید در شرایط اجتماعی زندگیشان فعال باشند.
مسئلهی خشونت باید به صورت عمومی مطرح شود، چون زنان معمولاَ در ایران امکان محافظتکردن از خودشان را در حوزهی خصوصی ندارند. دیدگاه منفی هم به این موضوع وجود دارد که زنان را عامل تحریک و رواداشتن مردان به خشونت میداند؛ این دیدگاه اصلاَ مورد قبول نیست. پاسخ هیچ رفتار و عملی، حتی اگر غلط باشد، خشونت نیست. همانطور که اعمال خشونت در فضای عمومی مجازات دارد، باید در فضای خصوصی هم داشته باشد. متأسفانه در ایران مجازاتی برای خشونت در حوزهی خصوصی وجود ندارد یا اگر دارد، آنقدر ناچیز است که کارآمد نیست.
ضرورت تأکید بر جنسیتیبودن خشونت چیست؟ آیا نمیتوان مفهوم خشونت را در همان بستر خودش بررسی کرد و بعد به جنسیت تعمیم داد؟
فراوانی و تکرار خشونت جنسیتی مقابل مفهوم کلانی مثل خشونت آن هم در تفکیک دو جنس مرد و زن بسیار زیاد است. خشونت را میتوان در زمینههای مختلف مثل جنگ یا سیاست بررسی کرد، اما در مورد خشونت جنسیتی ما حضور خشونت در صمیمیترین حوزهی زندگی را شاهدیم. در زمینهای که افراد را برای حضور در جامعه آماده میکند، خشونت وجود دارد؛ بنابراین وقتی بر خشونت جنسیتی تأکید میکنیم، فقط صدمهزدن به زنان مطرح نیست، بلکه فرزندان هم آسیب میبینند و این شاهد خشونتبودن از طرف کودکان و جوانان یک جامعه باعث میشود آنها هم خشونتورزیدن را یاد بگیرند. با در نظرگرفتن رابطهی جامعه و خانواده که هر دو بر هم تأثیرگذارند، چرخهی خشونت ادامه پیدا میکند. ما نباید فراموش کنیم که فقط زنان یا دگرباشان تحت ستم خشونت جنسیتیاند، بلکه کودکان هم جزئی از این موضوع به حساب میآیند.
چرا قربانیهای خشونت جنسیتی در ایران سکوت میکنند؟
امروز تغییراتی نسبت به گذشته ایجاد شده که سروصداهایی از جاهای مختلف علیه خشونت جنسیتی بلند میشود؛ مثلاً من در تدوین یک مرامنامه با محور خشونت در دانشگاهها دخیل بودم. در صورتی که ما فکر میکنیم مکانهایی مانند دانشگاه یا محیطهای آموزشی چقدر باید امن باشد، اما اینطور نیست و فعالیتهایی علیه خشونت در عرصهی عمومی را شاهدیم.
ما دربارهی خشونت جنسیتی مدام یک مرد را در رابطه با یک زن در نظر میگیریم؛ در صورتی که ما خشونت ساختاری داریم؛یعنی در ساختار جامعه، نهادها، مؤسسات و به خصوص در قوانین این خشونت انعکاس دارد. این خشونت ساختاری گروهی را از مواهب، امتیازات و امکانات اجتماعی به دور نگه میدارد.
در مورد آزار جنسیتی و جنسی در عرصهی عمومی مثل محیط کار امکانی برای دادرسی وجود ندارد. فردی که مورد آزار قرار میگیرد، نه از طرف خانواده و نه جامعه و قانون حمایت نمیشود. تنها کاری که ممکن است خانوادهی فرد برایش انجام دهد، این است که دیگر اجازهی تحصیل یا کار را به آن فرد نمیدهد یا دائماَ یک مرد باید فرد را همراهی کند. همیشه سایهی یک مرد باید وجود داشته باشد تا مردان دیگر تعرض نکنند. امکان شکایت در ایران وجود ندارد. پروندههایی که تا امروز وجود داشته، در آخر شاکی، متهم میشود.
امروز خشونت جنسیتی در عرصهی عمومی مخصوصاً محیط کار در فضای مجازی مطرح میشود و قباحت این موضوع تا حدود زیادی از بین رفته. گاهی برای برخی از مردان آزار جنسی مخصوصاً در محیط کار نوعی افتخار است و افرادی وجود دارند که آزار جنسی را نوعی از مردانگی میدانند، اما به خاطر شرایطی که فضای مجازی ایجاد کرده، افراد نسبت به این مسائل آگاهتر شدهاند. امیدوارم روزی امکانات قانونی به طرز درستی برای پیگیری از خشونت جنسیتی در عرصهی عمومی مخصوصاً در محیط کار ایجاد شود.
ما غیر از حمایت قانونی نیاز به سازمانهای حمایتی هم داریم. سازمانهایی که افراد آسیبدیده از مسئلهی خشونت را با راهکارهای روانشناسی حمایت کند، اما در نهایت فقط رسیدگی کافی نیست. ما نیاز به تغییرات ساختاری بزرگ داریم که متأسفانه هیچ قدمی برای این تغییرات برنداشتند؛ فقط خود زنان و دخترانند که از شرایطشان حرف میزنند و آن را توضیح میدهند؛ شاید این به جایی برسد.
چرا حاکمیت در برابر اصلاح قوانین به نفع زنان مقاومت میکند؟ هر قانون حمایتی سالها طول میکشد تا تصویب شود و در آخر هم آنقدر تغییر میکند که از خواسته و مفهوم اولیهی خودش اما برعکس؛ ما شاهد تصویب قوانین جدید علیه زنانیم.
این مقاومت به خاطر همان قدرت در دست مردان است که زنان را در این جامعه ضعیف و بیارزش میشمارد. این همان تصور کلیشهای حکومت نسبت به زنان است. در صورتی که زنان پیشرو، تحصیلکرده، دانشجو و فعال که در محیطهای کاری و عمومی و در حوزههای مختلف خودشان را ثابت کردهاد، کم نیستند. آنها فکر میکنند زنان موجودات ضعیفیاند که فقط توانایی فرزندآوری و همسرداری دارند.
جالب است که فردی خاص در کتابی عنوان کرده بود خشونت رفتاری غیر قانونی با همسر یا کودک در محیط خانه است. در حالی که قانون ما پر از رفتارهای خشونتآمیز نسبت به زنان است. بنابراین احتیاجی نیست که آنها بخواهند تغییری ایجاد کنند؛ حتی در برابر درخواستهای مکرر برای اصلاح قوانین به نفع کودکان و زنان چنان درخواستها را اصلاح میکنند که انگار تغییری در اصل ماجرا رخ نداده. از طرفی حاکمیت دائماَ سعی میکند خشونتها را تبلیغ کند؛ مثلاً چندهمسری و فرزندآوری مدام ترویج میشود. فرزندآوری برای یکسری از زنان که مشکلات پزشکی دارند، زیانآور است، اما تبلیغ علیه کنترل باروری و عدم استفاده از لوازم جلوگیری از طرف حاکمیت زیاد است و حتی قوانینی را هم برایش تصویب میکنند. به زعم آنها اگر کسی نتواند به وظیفهی اصلی خودش که فرزندآوری است، عمل کند، زندگیش ارزشی ندارد. همهی اینها مصداق قانونی خشونت است.
آیا فراوانی خشونت جنسیتی و جنسی در کلانشهرها و شهرهای کوچک متفاوت است؟
تحقیقات نشان داده در حوزهی خصوصی یعنی خانواده سطح تحصیلات، فقر، اعتیاد و مکان جغرافیایی علت اصلی خشونت جنسی و جنسیتی در ایران نیست. در بعضی از قسمتهای ایران خشونت جنسیتی به خاطر همین عوامل رواج بیشتری دارد، اما علت اصلی این نوع خشونت همان مردسالاری است که این قدرت را به مردان میدهد. ممکن است خشونت جنسیتی در عرصهی عمومی شهرهای کوچک به خاطر کنترل اجتماعی و آشنایی افراد با یکدیگر کمتر باشد، اما چون پنهانکاری در این زمینه وجود دارد، نمیتوان دقیق بررسی کرد که سطح خشونت در شهرهای کوچک به چه شکل است. دربارهی شهرهای بزرگ مثل مشهد، شیراز یا تبریز خشونت جنسیتی در عرصهی عمومی مثل تهران است.
همراهی جامعهی ایران با زنان و دگرباشان چه تفاوتی نسبت به گذشته کرده؟ با وجود خشونت ساختاری که اشاره کردید، آیا میتوان امیدوار بود که هنجارهای جامعه برای برابری در حال تغییر است؟
طرح مسئلهی دگرباشان در جامعهی ایران جدید است و جامعه اطلاعات کمی دربارهی دگرباشان دارد. گروه بسیار کوچکی با دگرباشان همدلی دارند؛ حتی روشنفکران ما آگاهی اندکی نسبت به آنها دارند و هنوز مسائل و مشکلات دگرباشان برای مردم ناشناس است؛ بنابراین اکثریت جامعهی ایران هنوز با دگرباشان همراه نیست.
به نظر میرسد طرز فکر جوانان دربارهی برابری زن و مرد تغییراتی کرده. درگذشته در دانشگاهها فعالیتها و دورههایی بود که روی این مسائل کار میکردند؛ این دورهها دیگر وجود ندارد. در دانشگاه به جوانان آموزشهایی داده میشد که طرز رفتار اجتماعی چطور است. امروز شرایط دانشگاهها روزبهروز بدتر میشود و هیچ آموزشی هم در این زمینه وجود ندارد. با یک نگاه اجمالی به زندگی زوجهای جوان تغییراتی احساس میشود؛ مثلاً برخی میگویند بعضی از مردان جوان در کار خانه مشارکت میکنند، اما متأسفانه همهی این رفتارها در شرایط خوب زندگی رخ میدهد. ما نباید فراموش کنیم که همین چندی پیش شوهران بعضی از ورزشکاران اجازهی خروج و شرکت در مسابقهی ورزشی را به زنانشان نمیدادند و هنوز هم این مشکل وجود دارد؛ یعنی تا زمانی که شرایط زندگی عادی و خوب است، به نظر میرسد مردان تغییراتی کردهاند، اما وقتی بحرانی در زندگی ایجاد شود، از امکاناتی که دارند، استفاده میکنند. مردان کم و معدودی در بحران از امکان خشونت خود استفاده نمیکنند و آنهایی که بتوانند با توسل به قانون یا هرچیز دیگری از این امکانات استفاده میکنند.
هر مرد ایرانی این امکان قانونی را دارد که با کارکردنِ همسرش مخالفت کند و عنوان کند شغل آن زن با زندگی زناشوییاش سازگار نیست؛ بنابراین قوانین و ساختارها بر بهبود یا بدترشدن اوضاع به شدت تأثیرگذار است. هرچه زنان دربارهی حقوق خود یک قدم به جلو گذاشتند، مجلس با تصویب قوانین جدید چند قدم آنها را به عقب برده. زنان ایران مدام باید برای این عقبراندهشدنها تلاش کنند.
حکومت تا چه اندازه با تصویب این قوانین توانسته جلوی پیشرفت زنان را بگیرد؟ آیا این فشار مقاومت زنان را بیشتر نمیکند؟
این قوانین با شرایط زندگی امروز مطابقت ندارد و تحت این قوانین قرارگرفتن، یعنی قبول آنچیزهایی که زن را از لحاظ قانونی و اجتماعی تحت فشار میگذارد. راههای مقابله فردی انتخاب میشود. این راههای انتخاب فردی چون تکتک اعضای جامعه در آن دخیل میشوند، حتی بدون ارتباط با یکدیگر یک پدیدهی اجتماعی ایجاد میکند که برای حاکمیت یک مشکل است و باز سعی میکند با تصویب یکسری قوانین فشار جدید جلوی آن بایستد؛ مثلاً یکی از راههای مقابله کاهش فرزندآوری یا تصمیم به نداشتن فرزند است که قوانین تنبیهی جدید برایش گذاشتهاند یا بسیاری از جوانان ازدواج نمیکنند یا ازدواج سفید میکنند که باز حاکمیت علت آن را بررسی نمیکند، فقط میخواهد آنها را مجازات کند.
بخشی از جوانان ما به این بلوغ فکری رسیدهاند که این همه سختی را تحمل نکنند و از آنجا که قانون و فضای فرهنگی اجازه نمیدهد خلاف آن رفتار کنند، نوع دیگری از زندگی را برای خودشان انتخاب میکنند. این شیوه با قانون در تعارض است، اما نمیتوانند کاری در مقابله با آن انجام دهند. این رفتارها کنشهای فردی است که به شیوههای زندگی بدل شده که حاکمیت علت آن را غرب میداند در حالی که دلیل آن همین قوانین فشار است.
گسترش بحران بیآبی به نقاط مختلف ایران؛ مردم همدان روزانه ۱۲ ساعت آب ندارند همزمان با ادامه قطع آب شهرکرد برای بیش از ۱۰ روز و اعتراض شهرون...
-
کرونا در ایران؛ جان باختن ۶۸ نفر در یک شبانهروز؛ تداوم روند افزایشی آمار وزارت بهداشت ایران روز جمعه، ۲۱ مرداد، از جان باختن ۶۸ نفر دیگر ب...
-
کاهش «۵۰ تا ۶۰ درصدی» تقاضای خرید و مصرف میوه در ایران رییس اتحادیه بارفروشان ایران میگوید تقاضای خرید و مصرف میوه و صیفی ۵۰ تا ۶۰ درصد کا...
-
افزایش آمار خودکشی در میان کارگران؛ دستکم ۱۰ کارگر در دو ماه گذشته خودکشی کردهاند خبرگزاری ایلنا در گزارشی از افزایش خودکشی کارگران در ای...