‏نمایش پست‌ها با برچسب دادگاه حمید نوری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دادگاه حمید نوری. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۱ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

 دادستانی سوئد برای حمید نوری تقاضای صدور حکم حبس ابد کرد

دادستانی سوئد روز پنج‌شنبه هشتم اردیبهشت برای حمید نوری، دادیار پیشین زندان گوهردشت کرج، تقاضای صدور حکم حبس ابد کرد.


دادستانی سوئد این تقاضا را پس از ارائه آخرین دفاعیه خود در کیفرخواست محکومیت حمید نوری ارائه داد و او را به «جنایت جنگی» و «قتل عمدی» متهم کرد.


هنوز حکم نهایی دادگاه حمید نوری صادر نشده است و دادگاه او طی روزهای آینده با ارائه دفاعیات نهایی وی ادامه پیدا خواهد کرد.


حمید نوری آبان سال ۹۸ پس از ورود به سوئد بازداشت شد. او به مشارکت در اعدام زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ متهم است.

۱۴۰۱ فروردین ۹, سه‌شنبه

 یک شاهد دادگاه حمید نوری: وقتی نپذیرفتم نماز بخوانم سه وعده شلاق خوردم

دادگاه حمید نوری روز سه‌شنبه ۹ فروردین در استکهلم سوئد با شهادت یک شاهد دیگر ادامه یافت و محمود خلیلی، عضو سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، در این جلسه از دادگاه شهادت داد که حمید نوری را در سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ در زندان گوهردشت دیده است.


آقای خلیلی در دادگاه گفت که به عنوان مسئول یکی از بندهای زندان گوهردشت، در مقطعی در سال ۱۳۶۵ بارها با حمید نوری برخورد داشته و او را به عنوان سرپاسدار می‌شناخته است.


او افزود به عنوان مسئول بند، رابط زندانی‌ها با زندانبانان برای جیره غذایی، رفتن به ملاقات یا رفتن به بهداری بوده و حمید نوری را در آن مقطع و در آن مرحله به عنوان سرپاسدار می‌شناخت.


این شاهد دادگاه همچنین گفت که حمید نوری از سال ۱۳۶۶ دستیار ناصریان (محمد مقیسه) در زندان گوهردشت شده بود و به اصطلاح نقش دادیار را بازی می‌کرد.


حمید نوری متهم است که در اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج مشارکت داشته است، اتهامی که خود آن را رد می‌کند. او روز ۱۸ آبان ۹۸ با یک پرواز مستقیم از ایران به فرودگاه استکهلم رسید و بلافاصله دستگیر شد.


حمید نوری که بر اساس روایت شاکیان، در دوران اعدام‌‌ها معاون دادیار سابق زندان گوهردشت بود در جلسات پیشین دادگاه مدعی شده بود که از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۷۲ در زندان اوین بوده و گزارش‌ها درباره اعدام‌های تابستان سال ۶۷ را «داستانی سرتاسر خیالی، توهمی و پوشالی، جعلی و غیرمستند» خوانده بود.


محمود خلیلی در دادگاه محاکمه حمید نوری از مواجهه با هیئت مرگ گفت و توضیح داد که در این هیئت حسینعلی نیری و مرتضی اشراقی را می‌شناخته است. او گفت که از سوی نیری درباره نماز خواندن مورد سوال قرار گرفت و وقتی نپذیرفت که نماز بخواند نیری حکم داده که او را سه وعده شلاق بزنند.


او همچنین چشم‌بندی را در دادگاه نشان داد و گفت که چشم‌بند او در زندان گوهردشت بوده و به عنوان یادگاری نگه‌داشته است. قاضی دادگاه در پاسخ به درخواست وکیل مشاور شاکیان برای ثبت این چشم‌بند به عنوان یکی از اسناد دادگاه گفت که این مساله مورد بررسی قرار خواهد گرفت.


برگزاری دادگاه حمید نوری تا خردادماه ادامه خواهد داشت و وکلای او دو جلسه به دفاع از موکل خود خواهند پرداخت.


هزاران زندانی سیاسی در دهه ۶۰، به‌ویژه در تابستان ۶۷، در زندان‌های اوين و گوهردشت در تهران و زندان‌های مشهد، شيراز، اهواز و برخی دیگر از شهرهای ايران با دستور مستقیم آیت‌الله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی، و با تصمیم هیئت‌هایی که به هیئت‌ مرگ معروف شدند، اعدام شدند.


بسیاری از این اعدام‌شدگان از هواداران سازمان مجاهدین خلق و شماری از آن‌ها از هواداران دیگر گروه‌های چپ بودند که در سال‌های ابتدایی دهه ۶۰ زندانی شده بودند.


به دلیل پنهان‌کاری حکومت ایران، آمار دقیقی از این اعدام‌ها وجود ندارد، اما بر اساس گزارش سازمان عفو بین‌الملل، دست‌کم ۴۴۸۲ مرد و زن در فاصله دو ماه ناپدید شدند.

۱۴۰۰ بهمن ۲۹, جمعه

 دادگاه حمید نوری؛ «لشکری و نوری چند زندانی را قبل از اتاق هیئت مرگ برای اعدام بردند»


 بهمن، در استکهلم سوئد با شاهد جدید ادامه یافت. محمد ایزدجو شهادت داد که حمید نوری و داود لشکری چند زندانی را پیش از رفتن به اتاق هیئت مرگ از صف جدا کرده و برای اعدام برده‌اند.


آقای ایزدجو به عنوان شاهد گفت: «یک روز بعد از کشتارها ما را که از بند ۱۴ زنده مانده بودیم، بردند تا ساک و وسایل بچه‌های اعدام‌شده را جمع کنیم تا زندان‌بان‌ها به خانواده‌های آنها تحویل بدهند.»


محمد ایزدجو به گفته خود دی‌ماه سال ۱۳۶۱ در ۱۹ سالگی به اتهام همکاری با سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران دستگیر و به ۸ سال زندان محکوم شده بود.


حمید نوری متهم است که در اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج مشارکت داشته است، اتهامی که خود آن را رد می‌کند. او روز ۱۸ آبان ۹۸ با یک پرواز مستقیم از ایران به فرودگاه استکهلم رسید و بلافاصله دستگیر شد.


حمید نوری مدعی است که از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۷۲ در زندان اوین بوده و چند بار به زندان گوهردشت به عنوان ماموریت سر زده است.


بیشتر در این باره:

دادگاه حمید نوری؛ شاهدی که از سوی نوری تهدید به مرگ شده بود، شهادت داد

محمد ایزدجو اما در دادگاه محاکمه حمید نوری گفت که ناصریان (محمد مقیسه) نقش دادیار و مدیر زندان را داشت و داود لشکری به اتفاق حمید نوری در قسمت دادیاری زندان گوهردشت بودند. او گفت که حمید نوری را در زندان گوهردشت در مواقعی که همراه با ناصریان (محمد مقیسه) و داود لشکری به بند زندانیان سر می‌زدند دیده است.


او همچنین گفت هنگامی که از سوی داود لشکری مورد «تفتیش عقاید» قرار گرفته حمید عباسی در کنار لشکری حضور داشته است.


این شاهد دادگاه حمید نوری گفت که پیش از رفتن به اتاق هیئت مرگ، در راهرو شاهد بوده که حمید نوری برای اعدام زندانیان را به سالن آمفی‌تئاتر می‌برد.


به گفته آقای ایزدجو، چند زندانی پیش از اینکه به اتاق هیئت مرگ برده شوند از سوی داود لشکری از صف بیرون کشیده شده و توسط حمید نوری به سالن اعدام‌ها برده شده‌اند.


برگزاری دادگاه حمید نوری که تا ماه مه سال جاری در دادگاه استکهلم سوئد ادامه خواهد داشت، واکنش مقامات جمهوری اسلامی را نیز در پی داشته‌ است.


سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، روز اول شهریور محاکمه آقای نوری را «یک طراحی» توسط سازمان مجاهدین خلق خواند و مدعی شد که دادگاه سوئد «به یک سری داستان و مستندسازی و شاهدسازی دروغی که همه از سوی یک گروهک صورت گرفته استناد کرده است».

۱۴۰۰ آذر ۲۹, دوشنبه

دادگاه حمید نوری؛ یک شاهد از نقش علی‌اکبر ناطق نوری گفت

 آذر در استکهلم سوئد ادامه یافت و در جریان آن، حسین ملکی به عنوان شاهد گفت که در سال ۱۳۶۹ در زندان اوین متوجه شد که نام واقعی حمید عباسی، حمید نوری است.


آقای ملکی به گفته خود از سال ۱۳۵۹ به دلیل همکاری با «گروه فرقان» بازداشت و به حبس ابد محکوم شد و یازده سال را در زندان‌های اوین، قزل‌حصار و گوهردشت سپری کرد.


حمید نوری متهم است که در اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج مشارکت داشته است، اتهامی که خود آن را رد می‌کند. او روز ۱۸ آبان ۹۸ با یک پرواز مستقیم از ایران به فرودگاه استکهلم رسید و بلافاصله دستگیر شد.


حسین ملکی در جلسه محاکمه حمید نوری گفت که موقع بازداشت ۱۹ ساله بود و مهر ۱۳۶۰ در یک محکمه شرعی در بند ۲۰۹ زندان اوین به حبس ابد محکوم شد.


به گفته او، علی‌اکبر ناطق‌نوری، «حاکم شرع [دادگاه] گروه فرقان بود و بعد از دستگیری اول رهبران گروه فرقان و محاکمه آنان، ناطق نوری این سمت را به (علی) مبشری واگذار کرد».


علی اکبر ناطق نوری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، است که پیشتر وزیر کشور، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس دفتر بازرسی دفتر آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بوده است.


حسین ملکی گفت که بهمن ۱۳۶۶ به اتفاق تعدادی دیگر از زندانیان به زندان گوهردشت منتقل شد و در شب ورود به ابن زندان، حمید عباسی را به اتفاق داود لشکری و ناصریان (محمد مقیسه) دید.


حمید نوری مدعی است که از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۷۲ در زندان اوین بوده و چند بار به زندان گوهردشت به عنوان ماموریت سر زده است.


آقای ملکی اما گفت که حمید نوری نقش اصلی را در انتقال او و دیگر زندانیان به بند جهاد زندان گوهردشت داشته است و او دو بار حمید عباسی را بدون چشم‌بند در این زندان دید: «حمید عباسی (نوری) تصمیم‌گیرنده بود و دستور می‌داد که باید برویم آن‌جا. ناصریان (محمد مقیسه) و داود لشکری هم با تعدادی پاسدار بودند».


بیشتر در این باره:

یک شاهد در دادگاه کشتار ۶۷: حمید نوری مرا ضرب‌وشتم کرد

او گفت که بر اساس ارجاع پاسدارها، ناصریان (محمد مقیسه) مقام بالاتر بود و تا روز آزادی‌اش، حمید عباسی (نوری) را به عنوان معاون دادیار زندان گوهردشت می‌شناخت.


آقای ملکی گفت حکم حبس ابدش در سال ۱۳۶۴ بعد از دیدار با نماینده آیت‌الله منتظری در زندان قزل‌حصار به هشت سال زندان کاهش یافت: «نماینده آقای منتظری یک آخوندی به نام ناصری بود با من صحبت کرد و سوالاتی از این قبیل پرسید که بروی بیرون زندان چه خواهی کرد و آیا حاضر به مصاحبه هستی یا نیستی. بعد از ملاقات، حکم من از ابد به هشت سال کاهش یافت. مهرماه حکم من تمام شد و من باید آزاد می‌شدم اما هنوز در زندان بودم. ا‌واخر مهر یا اوایل آبان حمید عباسی (نوری) مرا صدا کرد. رفتم داخل اتاق. گفت چشم‌بندت را بردار. برداشتم. سه برگه به من داد، گفت بخوان، بنویس رؤیت شد و امضا کن. من خواندم و دیدم که حکمم باز تغییر کرده و به ۱۵ سال زندان تبدیل شده است. از حمید عباسی (نوری) سوال کردم که چرا به حکم من اضافه شده و چرا آزاد نشده‌ام؟ جواب داد که وزارت اطلاعات یک نامه از خمینی گرفته و تمام حکم‌هایی که تحت عنوان عفو آقای منتظری تقلیل پیدا کرده را دوباره بازبینی می‌کند و با ۹۹ درصد این عفوها مخالف است و این حکم‌ها را بر می‌گرداند».


او افزود که حمید نوری به او گفته است: «​گفت تو دعا کن که زنده از این‌جا بروی بیرون؛ فرقی بین ۱۵ سال و ابد نیست. فکر نکن که از دست ما در رفته‌اید و زنده مانده‌اید. هر زمان و هر لحظه لازم باشد، در برخورد با شما شدت عمل به خرج می‌دهیم».


حسین ملکی از دیدار دیگرش با حمید نوری در زندان گوهردشت گفت: «اواخر شهریور یا مهرماه، خمینی فتوا داده و شطرنج و موسیقی را آزاد کرده بود. خودم شخصا از حمید عباسی (نوری) پرسیدم الان که دیگر شطرنج آزاد شده و از نظر شما حرام نیست، ما می‌توانیم شطرنج بازی کنیم؟ با لبخند تحقیرآمیز همیشگی‌اش گفت که شما خوب می‌دانید امام برای چه شطرنج را آزاد کرده. این برای مردم بیرون است و برای شما همچنان ممنوع است. قبل از آن ما، با خمیر نان مهره‌های شطرنج درست کرده و به طور پنهانی، دور از چشم پاسدارها، داخل بند شطرنج بازی می‌کردیم».


حسین ملکی به گفته خود بعد از اعدام‌ها هم سه بار حمید عباسی را دیده بود: «​من اواخر بهمن ۱۳۶۷ به اوین منتقل شدم و تا زمان آزادی در اردیبهشت ۱۳۷۰ در زندان اوین بودم. حمید عباسی (نوری) معاون ناصریان (محمد مقیسه) در دادیاری زندان اوین بود و بعد از رفتن ناصریان (محمد مقیسه) از اوین، باز حمید نوری معاون شیخ‌پور بود که جانشین ناصریان شده بود».


او سپس درباره دیدارش با حمید نوری در سال ۱۳۶۹ در زندان اوین توضیح داد که در همین روز متوجه شد که نام واقعی حمید عباسی، حمید نوری است: «در سالن دو آموزشگاه که جان‌به‌در بردگان از اعدام‌های ۱۳۶۷ در آن بودند، زندانی‌های جوان و کم‌سن و سالی هم بودند که در جریان یک مسابقه فوتبال در تهران دست به اعتراض زده بودند و زندانی شده بودند، تعدادی زندانی مرتبط با به وزارت امور خارجه بودند. آذر همان سال می‌خواستند یک تیم فوتبال، والیبال و کشتی را برای مسابقه به زندان قزلحصار ببرند و اجازه حضور به یک زندانی به اسم حسین توکلی را که به‌دلیل جرایم غیرسیاسی او را گرفته بودند و از چهره‌های ورزشی شناخته‌شده‌ای در رشته والیبال و واترپولو بود نمی‌دادند. در همین زمینه دادیار سوم زندان که حمید رحمانی یا رحمانیان نام داشت گفت که حمید نوری خودش می‌آید و من متوجه شدم که نام واقعی حمید عباسی، حمید نوری است».


به گفته او، ۲۲ بهمن همان سال عفو عمومی اعلام و ۷۰۰ زندانی را آزاد کردند: «یک ملاقات حضوری به ما در همه بندها دادند در جایی که دوستان ما را چند ماه قبل در آن‌جا به دار کشیده بودند و رفتار ناصریان (محمد مقیسه) و حمید عباسی (نوری) مثل فرماندهان جنگی بود که پیروز شده بودند و بر روی اجساد بر زمین افتاده داشتند قدم می‌زدند و سان می‌دیدند».


برگزاری دادگاه حمید نوری که تا آوریل سال آینده در دادگاه استکهلم سوئد ادامه خواهد داشت، واکنش مقامات جمهوری اسلامی را نیز در پی داشته‌ است.


سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، روز اول شهریور محاکمه آقای نوری را «یک طراحی» توسط سازمان مجاهدین خلق خواند و مدعی شد که دادگاه سوئد «به یک سری داستان و مستندسازی و شاهدسازی دروغی که همه از سوی یک گروهک صورت گرفته استناد کرده است».

۱۴۰۰ آذر ۲۴, چهارشنبه

 یک شاهد در دادگاه حمید نوری: در ۱۳ سالگی مرا به جوخه اعدام بردند

 آذر در استکهلم سوئد ادامه یافت و در جریان آن، منوچهر اسحاقی به عنوان شاهد گفت که در ۱۳ سالگی به جوخه اعدام برده شه و شاهد اعدام (تیرباران) زندانیان و شلیک تیر خلاص به آن‌ها بود.


آقای اسحاقی که به گفته خود در ۱۳ سالگی به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت و به ده‌ سال حبس محکوم شده بود، در زندان‌های اوین، قزل‌حصار و گوهردشت زندانی بوده است.


او در دادگاه محاکمه حمید نوری گفت که ابراهیم هوشمند، دایی‌اش، فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد از دانشگاه تهران بود و سال ۶۰ در ۲۷ سالگی در زندان اوین اعدام شد.


او توضیح داد که ابراهیم هوشمند الگوی خانواده او بود و او و برادرانش، هوادار دایی خود بودند: «هر سه ما به خاطر عشقی که به دایی‌مان داشتیم، در رابطه با مجاهدین فعالیت که نمی‌شود گفت تظاهرات می‌رفتیم و به خاطر همین رابطه با دایی‌ام بود که نشریه‌ مجاهدین را پخش می‌کردم و چند روز بعد از تظاهرات ۳۰ خرداد دستگیر شدم».


محسن اسحاقی، برادر منوچهر اسحاقی، پیش از این در دادگاه حمید نوری شهادت داده بود که در ۱۸ سالگی، ۱۳ ماه پس از دستگیری به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق، شرکت در تظاهرات و ضدیت با نظام به ده سال حبس محکوم شد و از سال ۶۵ تا چند ماه پس از اعدام‌ها در سال ۶۷ در زندان گوهردشت بود.


او در چهاردهمین جلسه رسیدگی به اتهامات حمید نوری گفته بود که حمید نوری در سرکوب اعتراض‌های دانشجویی سال ۷۸ نیز فعال بود و از جمله کسانی بود که «باعث شد دانشجوها را سرکوب کنند».


بیشتر در این باره:

دادگاه اعدام‌های ۶۷ در سوئد: معترضان به وضعیت زندان به صف و بعد اعدام شدند

مهدی اسحاقی برادر دیگر منوچهر اسحاقی هم در شانزدهمین جلسه دادگاه حمید نوری درباره نقش او در اعدام‌های دهه ۶۰، وضعیت زندان گوهردشت و برگزاری دادگاه‌های انقلاب شهادت داده بود. مهدی اسحاقی گفته بود سال ۶۱ زمانی که دانش‌آموز چهارم دبیرستان بود بازداشت و ۱۰ سال بعد آزاد شد.


حمید نوری متهم است که در اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج مشارکت داشته است، اتهامی که خود آن را رد می‌کند. او روز ۱۸ آبان ۹۸ با یک پرواز مستقیم از ایران به فرودگاه استکهلم رسید و بلافاصله دستگیر شد.


منوچهر اسحاقی در دادگاه روز چهارشنبه حمید نوری گفت که در ۱۳ سالگی وقتی بازداشت شد مورد ضرب‌وشتم و شکنجه قرار گرفت: «​فکر می‌کردم آن‌جا اتاق است اما متوجه شدم که یک حمام و اتاق شکنجه است. روی نیمکتی چوبی، مرا به شکم خواباندند. دست‌هایم را از زیر بستند و کسی روی پشت من نشست و دستمال یا حوله کثیفی را در دهانم فرو کردند و با کابل به کف پا و پشتم زدند. من را می‌زدند و می‌گفتند قرارتان کجاست؟ و من نمی‌دانستم چه باید بگویم. می‌پرسیدند اسلحه‌تان کجاست؟ من چیزی برای گفتن نداشتم و فقط گریه می‌کردم».


او گفت که سه روز بعد از دستگیری به اتفاق هشت نفر دیگر به دادگاهی برده شد که دوربین فیلمبرداری وجود داشت و رومیزی بزرگ سفید روی میز مانع از این می‌شد که «​پاهای خون‌آلود، زخمی، متورم و برهنه»​ آن‌ها دیده شود.


به گفته منوچهر اسحاقی، در این جلسه محمد محمدی‌گیلانی، حاکم شرع وقت و اسدالله لاجوردی، دادستان وقت حضور داشتند: «لاجوردی اتهامات ما را با صدای بلند می‌خواند. همه اتهامات مشابه هم از قبیل شرکت در تظاهرات ۳۰خرداد، آتش زدن مثلا فلان جا و اقدام علیه جمهوری اسلامی، محاربه با خدا، افساد فی‌الارض و از این اراجیف».


او گفت که در این دادگاه چند دقیقه ای به ده‌ سال زندان محکوم شد و بعد از جلسه دادگاه شاهد اعدام زندانیان بوده است: «​ما را به سمت جوخه اعدام بردند. (اسدالله) لاجوردی با پوتین به ساق پای من زد و از من سوال کرد که چند سالت است؟ در حالی که هنوز مانده بود تا ۱۴ بشود گفتم ۱۴ سال. پرسید جنب شدی یا نه؟ من نفهمیدم چه می‌گوید و گفتم خودت شدی. مرا از صف بیرون آوردند. بعد از حرف زدن با هم مرا دوباره به صف برگرداندند و با مینی‌بوس به جوخه اعدام بردند».


آقای اسحاقی گفت شاهد تیرباران بقیه افرادی بود که با او بودند و دید که یک نفر به آن‌ها تیر خلاص می‌زند: «من فقط گریه می‌کردم و می‌لرزیدم. می‌توانم بگویم خودم را خیس کردم. بعد مرا با مینی‌بوس به همان سلولی که بودم برگردادند».


بیشتر در این باره:

دادگاه اعدام‌های ۶۷؛ «جسد اعدامی‌ها را از آشپزخانه زندان با کامیون خارج می‌کردند»

حمید نوری مدعی است که از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۷۲ در زندان اوین بوده و چند بار به زندان گوهردشت به عنوان ماموریت سر زده است.


اما منوچهر اسحاقی که در سال ۶۵ به اتفاق برادرانش از زندان قزل‌حصار به زندان گوهردشت منتقل شد، در دادگاه حمید نوری گفت که او را بارها در زندان گوهردشت دیده است.


او توضیح داد که اوایل مرداد ۶۷ زندانیانی که از بند یک زندان گوهردشت به بند جهاد این زندان منتقل شده بودند قصد اعتصاب غذا داشتند که حمید نوری وارد بند آن‌ها شد و از آن‌ها خواست که غذا بخورند و اعتصاب نکنند.


یک روز بعد هم دید که ناصریان( محمد مقیسه) و حمید نوری در هواخوری زندان، زندانیانی را که از بند جهاد ناراضی بودند جدا کرده و با خود برده‌اند. از این زندانیان، به گفته آقای اسحاقی، تعداد کمی بعد دوباره به بند بازگشتند که از جمله آن‌ها محسن اسحاقی، برادر او بوده است.


منوچهر اسحاقی سپس در پاسخ به سوال دادستان گفت که او و دیگر زندانیان، دادیارهای زندان و پاسدارهای بند را همیشه بدون چشم‌بند می‌دیدند: «چند بار دیگر هم حمید عباسی (نوری) را دیده بودم از جمله موقعی که به‌خاطر ورزش جمعی ما را کتک زده و توی اتاق گاز می‌انداختند. حمید عباسی (نوری) همیشه شرکت داشت و همیشه از ما تعهد می‌گرفت که ورزش نکنیم».


او در پاسخ به سوال دادستان که با چشم‌بند چطور می‌توانستی ببینی و بدانی که حمید عباسی آن‌جاست، گفت: «بعد از پنج شش سال زندانی بودن، چشم‌بند مانع نمی‌شود کسی را نبینید و راحت می‌توانید ببینید. برای ما چیزی نبود که به وسیله آن نتوانیم ببینیم. فقط برای ترساندن بود و ما می‌توانستیم به انواع و اقسام مختلف، از بغل و از پایین ببینیم. بعضی‌ها هم نخش را کشیده بودند و هر کس به یک شکلی می‌توانست ببیند».


او گفت که پس از اولین ملاقات با مادرش بعد از اعدام‌ها، توسط حمید نوری به سلول انفرادی منتقل شد: «در طول ملاقات درباره اعدام دایی‌ام با مادرم صحبت کردم. حمید عباسی (نوری) با من برخورد کرد و مرا به سلول انفرادی انداخت و من دو ماه در سلول انفرادی بودم. او هر چند روز یک بار دریچه سلول را باز می‌کرد، به من نگاه می‌کرد و می‌رفت».


به گفته منوچهر اسحاقی، در جریان یک ملاقات حضوری در بهمن ۶۷ قبل از این‌که خانواده‌ها را داخل سالن بیاورند ناصریان (محمد مقیسه) خطاب به او و دیگر زندانیانی که از اعدام‌ها جان به‌در برده بودند گفت که «اگر دست من بود همه شما را اعدام می‌کردم. شما همه مار هستید و ما اشتباه کردیم شما را این همه مدت نگه داشتیم».


برگزاری دادگاه حمید نوری که تا آوریل سال آینده در دادگاه استکهلم سوئد ادامه خواهد داشت، واکنش مقامات جمهوری اسلامی را نیز در پی داشته‌ است.


سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، روز اول شهریور محاکمه آقای نوری را «یک طراحی» توسط سازمان مجاهدین خلق خواند و مدعی شد که دادگاه سوئد «به یک سری داستان و مستندسازی و شاهدسازی دروغی که همه از سوی یک گروهک صورت گرفته استناد کرده است».

 گسترش بحران بی‌آبی به نقاط مختلف ایران؛ مردم همدان روزانه ۱۲ ساعت آب ندارند همزمان با ادامه قطع آب شهرکرد برای بیش از ۱۰ روز و اعتراض شهرون...