۱۴۰۰ مهر ۱۳, سه‌شنبه

 تداوم سرکوب آزادی بیان در ایران به بهانه «تبلیغ علیه نظام»

 مصادیق سرکوب آزادی بیان در ایران چیست؟ چرا حاکمیت همچنان مسیر بیان نظرات و دیدگاه‌های مخالف خود را به خشن‌ترین شکل ممکن مسدود می‌کند؟ بی‌تحمل بودن حاکمیت در شنیدن صدای مخالفت و انتقاد چگونه مسیر سرکوب آزادی بیان و برخورد با عقاید مخالف را مهیا می‌کند. قربانیان این سرکوب چه کسانی هستند؟ صدور احکام سنگین قضایی برای نویسندگان و فعالان سیاسی و مدنی، سرکوب اعتراضات، اعمال سانسور شدید و برخورد با هر صدای انتقادآمیزی از وضع موجود، گوشه‌ای از روش‌های حاکمیت در سرکوب آزادی بیان است. بسیاری از نویسندگان و فعالان حقوق بشری تنها به دلیل ابراز عقایدی مخالف حاکمیت و یا بیان انتقادات از وضع موجود، با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبرو می‌شوند و فضای ابراز عقیده و انتقاد روزبه‌روز تنگ‌تر و محدود‌تر از قبل می‌شود. هرچند در قوانین موجود بارها به حق شهروندان برای آزادی بیان تاکید شده اما به نظر می‌رسد حاکمیت، این «آزادی بیان» را تنها در چارچوب مطلوب خود می‌بیند و هرشکلی از انتقاد و یا ابراز عقیده‌ای خلاف سلیقه خود را محکوم به سرکوب و مجازات می‌داند. پرسش اساسی این است که آیا شدت گرفتن اعتراضات در جامعه و بالارفتن صداهای انتقادی، شیوه‌های سرکوب آزادی بیان و برخورد با فعالان مدنی را گسترده‌تر از قبل می‌کند؟



جبهه سنگین حاکمیت در برابر ابراز عقیده آزادانه 


در قوانین موجود ایران بارها به مساله آزادی بیان تاکید شده است؛ اصل بیست‌وسوم قانون اساسی صراحتا می‌گوید: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به‌صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مؤاخذه قرارداد.» اصل هشتم قانون اساسی هم «امر به معروف و نهی از منکر» را در انحصار حکومت نمی‌داند و این حق را صراحتا برای مردم در قبال حکومت قائل است و از این منظر نیز هیچ منتقدی نباید تحت تعقیب و مجازات قرار بگیرد. در مقام انتشار نظرات و عقاید هم اصل ۲۴ قانون اساسی، نشریات و مطبوعات را در بیان مطالب آزاد اعلام کرده «مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد.» البته در عمل، با وجود آنکه نقد بسیاری از منتقدین، نه مخل مبانی اسلام بوده و نه اختلالی در حقوق عمومی ایجاد می‌کرده است، از سوی مقامات حکومت تحمل نشده و با برخوردهای قضایی و امنیتی مواجه شده است.


هرچند به نظر می‌رسد یافتن مصادیق قانونی صریح در دفاع از به رسمیت شناخته شدن صدای مخالف و منتقد در قوانین موجود کار دشواری نیست اما رویکرد حاکمیت در موضوع آزادی بیان و پیش گرفتن روش سرکوب و برخوردهای امنیتی و قضایی با نویسندگان و هنرمندان و روشنفکران و فعالان مدنی نشان می‌دهد که اتکا به این موارد قانونی در تغییر نگاه حاکمیت و برخورد با منتقدان و مخالفانش بی‌تاثیر است. 


تداوم برخوردهای امنیتی و قضایی با نویسندگان و روشنفکران مخالف و منتقد با استفاده از روایت مبتنی بر اتهام «تبلیغ علیه نظام» نشان می‌دهد که از نظر دستگاه قضایی در ایران، ابراز هر عقیده و نظری که خوشایند نظام حاکم نباشد، محکوم به برخورد قضایی است. 


ابعاد این برخوردها در گروه‌های مختلف جامعه و به اشکال مختلف به چشم می‌خورد؛ از نویسندگان و شاعران و روزنامه‌نگاران گرفته تا فعالان مدنی و برخی چهره‌های رسانه‌ای که به دلیل ابراز عقایدشان به «تبلیغ علیه نظام» متهم شدند. 


تداوم حبس بکتاش آبتین، کیوان باژن ، رضا خندان و آرش گنجی، اعضای کانون نویسندگان ایران  که از مهرماه سال گذشته به اتهام «تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی» در زندان به سر می برند، نمونه روشنی از برخورد حاکمیت با موضوع «آزادی بیان» است. 


چندی پیش انجمن قلم آمریکا اعلام کرد که در در مراسم سالانه خود از سه عضو زندانی کانون نویسندگان ایران یعنی بکتاش آبتین، کیوان باژن ، رضا خندان به دلیل دفاع از آزادی بیان و مخالفت مسالمت آمیز با سانسور حکومتی قدردانی خواهد کرد. به گفته انجمن قلم آمریکا، رتبه ایران در رده‌بندی کشورهایی که بیشترین تعداد نویسندگان و روشنفکران محبوس در زندان‌ها را دارند، چهارم است.


مصادیق برخورد با هنرمندان و سرکوب آزادی بیان به کرات در دوران‌های مختلف به چشم خورده است؛ چندی پیش بود که نیروهای امنیتی و قضایی توماج صالحی، رپر جوان را که برخی آثار اعتراضی او طرفداران بسیاری پیدا کرده بود در منزلش بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل کردند.  این خواننده اعتراضی 


 پس از چند روز با قرار کفالت آزاد شد. امیر رئیسیان وکیل مدافع توماج صالحی گفته بود که مقامات قضایی به صورت غیررسمی به پدر توماج صالحی گفته‌اند که اتهام فرزندش تبلیغ علیه نظام است.


در سال‌های گذشته و با بیشتر شدن انتقادات و مخالفت‌های مردم از اقشار مختلف، شیوه‌ها و شگردهای دستگاه قضایی و امنیتی نیز در برخورد با این صداهای منتقد و مخالف گسترده‌تر شده است. می‌توان بخشی از این رویکرد را در برخورد قضایی با فعالان مدنی مشاهده کرد که با افشاگری و انتقاد از وضع موجود در فضای مجازی، گوشه‌ای از ظلم حاکم را بازگو می‌کنند. در روزهای گذشته سپیده قلیان، فعال مدنی که در دوران مرخصی از زندان به سر می‌برد، در صفحه اینستاگرام خود از شرایط اسف‌بار بند زنان زندان مرکزی بوشهر و از شکنجه‌ها، بدرفتاری‌ها و شرایط نگهداری زنان زندانی نوشت. پس از انتشار این گزارش اداره کل زندان‌های استان بوشهر از سپیده قلیان شکایت کرد و شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب بوشهر خانم قلیان را به اتهام «نشر اکاذیب رایانه‌ای و فعالیت تبلیغی علیه نظام» احضار کرد.


این برخورد که نشان دهنده بی‌تحمل شدن هرچه بیشتر حاکمیت برابر صدای انتقاد و مخالفت است، به نوعی یکی از روش‌های مواجهه حاکمیت با مساله آزادی بیان است. 


شاید بتوان گفت که این مخالفت صریح و خشن با آزادی بیان در جریان بازداشت وکلایی که قصد تنظیم شکایت علیه مسببان وضعیت کرونا در ایران را داشتند، بیش از هر جای دیگری مشهود است؛ جایی که تنها «قصد» انجام کاری خلاف مطلوب حاکمیت موجب بازداشت چند وکیل و فعال مدنی می‌شود. 


 


از سرکوب اعتراضات تا سانسور هنرمندان 


هرچند که اشکال گوناگون برخورد حاکمیت با مساله آزادی بیان در حوزه‌های متعدد چشمگیر است اما می‌توان گفت که مواجهه حاکمیت با موضوع آزادی بیان در برخورد با تولید آثار هنری و فرهنگی بیش از هر بخش دیگری بیانگر نگاه حاکمیت است؛ نگاهی که بیش از هرجایی خود را در مساله «سانسور» عیان می‌کند. 


چندی پیش بیش از سیصد تن از نویسندگان، هنرمندان، دانشگاهیان، فعالان مدنی و روزنامه‌نگاران ایرانی با اشاره به تداوم سرکوب آزادی بیان در ایران، در بیانیه‌ای هشدار دادند که مسدود کردن راه هرگونه انتقاد و پرسشگری به بهانه «اقدام علیه امنیت ملی»، به ویژه با وجود ناکارآمدی و فساد ساختاری، به «فروپاشی بزرگ اجتماعی» خواهد انجامید.


در بخشی از این بیانیه آمده است «آزادی بیان، نقد را به ارمغان می‌آورد و پویایی و توسعه‌ی جامعه در گستره‌ی نقد ممکن می‌شود. انتقاد و آزادی بیان، حق همگان است. حبسِ آزادی بیان و اعمال سانسور و نیز محاصره کنشگرانِ اجتماعی راه فساد را برای متخلفان هموار می‌سازد، از این‌رو ایستادگی در برابر سانسور، گونه‌ای مبارزه با نادانی و تباهی است و تن‌دادن به سانسور، فساد و ناهنجاری را فراگیر می‌کند.»


نویسندگان بیانیه‌ هشدار داده‌اند که اگر مقام‌های ارشد نظام، آزادی‌های مدنی و از آن جمله آزادی بیان را نادیده بگیرند «تصلب و خام‌اندیشی در قالب جهل مقدس به نهادینه شدن فساد می‌انجامد و بیش از پیش موجبات ناامیدی مردم ایران فراهم می‌شود».


روی کار آمدن دولت ابراهیم رئیسی نگرانی‌ها درباره شدت گرفتن روند سانسور و برخورد با هنرمندان و روشنفکران را بیشتر کرده است. نگاهی به سابقه ابراهیم رئیسی و البته برنامه‌های وزیر فرهنگ و ارشاد دولت وی، دلایل نگرانی‌ها در میان هنرمندان و روزنامه‌نگاران و چهره‌های فرهنگی را بیش از هر زمان دیگری روشن و آشکار می‌کند. 


شاید بتوان گفت که تلاش سرسختانه حاکمیت برای سرکوب آزادی بیان و اعمال سانسور در جامعه هنری و اهل اندیشه ایران، علاوه بر تحمیل پیوسته سانسور، بهانه‌گیری‌ و سخت‌گیری‌های مختلف برای فعالیت هنرمندان غیرحکومتی و مستقل را نیز تشدید کرده است. 


درگیر شدن بخش بزرگی از جامعه با بحران‌های مشترک و در راس آنها «بحران معیشت» یکی از دلایل اصلی گسترده شدن اعتراضات مردمی در ایران است. اعتراضاتی که در میان اقشار مختلف جامعه در حال وسیع‌تر شدن هست و بی‌شک بخش مهمی از آن در پیوند با مساله آزادی بیان است. هرچند که حاکمیت همواره سعی داشته تا روایت خود را از اعتراضات معیشتی تحمیل کند و با سناریوسازی‌های نخ‌نما زمینه برخورد با این اعتراضات را میسر کند و در مواردی نیز با خشونت زیاد، سرکوب این اعتراضات را در دستور کار گذاشته، اما انباشت مشکلات و مصائب، فریاد مطالبه‌گری را در اقشار مختلف جامعه خاموش نکرده است. 


هرچند در ماده ۲۸ منشور حقوق شهروندی جمهوری اسلامی ایران آمده است که «شهروندان از حق نقد، ابراز نارضایتی، دعوت به خیر، نصیحت در مورد عملکرد حکومت و نهادهای عمومی برخوردارند و  دولت موظف به ترویج و گسترش فرهنگ انتقادپذیری، تحمل و مداراست». اما به نظر می‌رسد که نهادهای حاکمیتی به جای «گسترش فرهنگ انتقادپذیری، تحمل و مدارا» بیشتر در صدد یافتن راهی برای توجیه سرکوب و مجازات منتقدان و معترضان هستند.


اجبار برخی از فعالان مدنی و منتقدان به وضع موجود به اعتراف‌های تلویزیونی مانند اسماعیل بخشی، فعال کارگری و یا برخوردهای غیرقانونی با برخی روزنامه‌نگاران تنها به دلیل انعکاس و اطلاع‌رسانی از یک پرونده و یا اتفاق ویژه، نمونه‌ای از این رویکرد است.


اعتراض معلمان در شهرهای مختلف ایران ادامه دارد

در ادامه تجمع‌های صنفی، شماری از معلمان روز یک‌شنبه ۱۱ مهر با تجمع مقابل مجلس در تهران و ادارات آموزش و پرورش در شهرهای اصفهان، شیراز، رشت، بندرعباس و اهواز خواستار اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان و پرداخت معوقات مزدی و بیمه خود شدند.


این آموزگاران خواستار افزایش حقوق خود به میزان ۸۰ درصد حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها هستند. دولت و مجلس امکان افزایش ۲۰ تا ۲۵ درصدی حقوق معلمان را مطرح کرده‌اند، اما همچنان معلمان، خواستار اجرای کامل طرح رتبه‌بندی و همسان‌سازی هستند.


با گسترش فقر و تشدید مشکلات اقتصادی اقشار مختلف مردم از جمله آموزگاران، تجمعات اعتراضی در نقاط مختلف ایران ادامه داشته و حقوق معلمان بر اساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش تغییری نکرده است.

۱۴۰۰ مهر ۱۲, دوشنبه

 دادستان استان کردستان: دستور برخورد با منتشرکنندهٔ خبر سوزاندن دختر ۲۲ساله را صادر کردیم

در پی انتشار خبرهای غیررسمی از درگذشت یک دختر جوان در روستایی در حاشیه سنندج بر اثر سوختگی، دادستان عمومی و انقلاب کردستان روز دوشنبه ۱۲ مهر این خبر را تأیید و در عین حال تأکید کرد «دستور برخورد» با پزشک منتشرکنندهٔ خبر را داده است.


روز گذشته ایمان نوابی، پزشک جراح، در صفحهٔ اینستاگرام خود نوشت پدر این دختر ۲۲ساله پس از اطلاع یافتن از این‌که دخترش دوست‌پسر دارد، «روی او بنزین ریخته و این زن با ۸۵ درصد سوختگی جان خود را از دست داده است».


به گزارش ایسنا، محمد جباری، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان کردستان، امروز اعلام کرد که در این مورد «دستور لازم به پلیس داده شد تا تحقیقات جنایی انجام شود. همچنین به پزشکی قانونی نیز دستور داده شده تا علت دقیق فوت مشخص شده و کالبدشکافی صورت گیرد.»


این مقام قضایی همچنین اقدام آقای نوابی در اطلاع‌رسانی را «نوعی تخلف» عنوان کرد و افزود: «این موضوع به مسئولان نظام پزشکی ابلاغ شده تا آن را در دستور کار کمیتهٔ انضباطی قرار دهند و برخوردهای لازم صورت گیرد.»


همزمان پست مرتبط آقای نوابی نیز از اینستاگرام او حذف شده است.



بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، پدرانی که مرتکب قتل فرزندشان شوند، به‌دلیل ولی دم بودن اعدام نمی‌شوند.

سهیلا حجاب «با وعده مسئولان به اعتصاب غذا پایان داد»

سهیلا حجاب، فعال مدنی زندانی و از مخالفان حجاب اجباری که به‌رغم وضعیت نامساعد جسمی از دو هفته پیش در اعتصاب غذا به سر می‌بُرد، «با وعدهٔ مسئولان برای پیگیری مطالباتش» به اعتصاب غذای خود در زندان قرچک ورامین پایان داد.


آرش صادقی، زندانی سیاسی سابق و فعال حقوق بشر که نهم مهر از وخامت حال خانم حجاب و ادامهٔ اعتصاب غذای او خبر داده بود، روز یکشنبه ۱۱ مهر نوشت: «با وعدهٔ مسئولان قضایی قرار شده یک تیم از قوهٔ قضاییه در هفتهٔ آینده برای حل مشکلات زندانیان سیاسی به قرچک مراجعه کنند و خانم حجاب با وعده مساعد مسئولان مبنی بر پیگیری مطالباتش به اعتصاب خود پایان داد.»


با این حال گروهی از کاربران شبکه‌های اجتماعی از تصمیم خود برای ایجاد کارزار حمایت از سهیلا حجاب در ساعت ۱۹ شامگاه دوشنبه ۱۲ مهر خبر داده‌اند.



سهیلا حجاب خردادماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و اواخر اسفند همان سال با تودیع قرار وثیقه سه میلیارد تومانی تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.


شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه او را بابت اتهاماتی از قبیل «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی»، «تشویش اذهان عمومی به قصد آشوب» و «تشکیل گروه غیرقانونی» مجموعا به ۱۸ سال حبس محکوم کرد که با اعمال قانون ۱۳۴ مجازات اسلامی، پنج سال از این حکم برای او قابل اجراست.


پس از تایید حکم از سوی شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، خانم حجاب روز سوم خرداد ۹۹ توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.


گزارش‌ها همچنین حاکی از گشایش پرونده‌ای جدید علیه این فعال مدنی در دوران حبس است. خانم حجاب در این پرونده نیز به دلیل تماس‌های تلفنی با خارج از زندان و انتشار صحبت‌هایش در فضای مجازی به «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی» متهم شده است.


بیشتر در این باره:

تداوم اعتصاب غذای سهیلا حجاب، زندانی سیاسی، به‌رغم وضعیت جسمی «نامساعد»

رسانه‌های وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران دلیل بازداشت این فعال مدنی ۳۱ ساله را «هواداری از یکی از سازمان‌های مخالف نظام» عنوان کرده‌اند.


به‌نوشتهٔ ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا)، دلیل اعتصاب غذای سهیلا حجاب مخالفت امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی، با اعزام سهیلا حجاب به بیمارستان و دسترسی او به مراقبت‌های پزشکی به‌رغم بروز مشکلات کلیوی بوده است.


خانم حجاب پیش از این نیز در دی‌ماه ۹۷ در شیراز بازداشت و پس از طی مراحل دادرسی به دو سال حبس محکوم شده بود، اما پس از تحمل پنج ماه حبس در زندان عادل‌آباد شیراز با اعمال عفو از زندان آزاد شد.

 سرپرست دانشگاه تهران: اجازه نمی‌دهیم دانشگاه تریبونی علیه نظام باشد

محمد مقیمی، سرپرست جدید دانشگاه تهران، روز یکشنبه ۱۱ مهر در مراسم معرفهٔ خود تأکید کرد که اجازه نخواهد داد تریبون دانشگاه تهران «تریبونی علیه نظام» باشد.


آقای مقیمی که پس از عزل محمود نیلی احمدی از ریاست دانشگاه تهران، با حکم محمدعلی زلفی‌گل، وزیر علوم در دولت ابراهیم رئیسی، به سرپرستی این دانشگاه منصوب شده، گفت: «ما از نقد عالمانه استقبال می‌کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که تریبون دانشگاه یک تریبونی علیه نظام باشد.»


سرپرست جدید دانشگاه تهران در عین حال از «لزوم جریان داشتن فعالیت سیاسی دانشجویان» سخن گفت اما افزود که «انجام این فعالیت‌ها نیز باید با رعایت خط قرمزها باشد».


محمد مقیمی پس از آن به سرپرستی دانشگاه تهران منصوب شد که محمود نیلی احمدآبادی، رئیس پیشین این دانشگاه، روز ۲۹ شهریور نامه‌ای به محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه، فرستاد و خواستار عفو یا آزادی مشروط کسری نوری، دانشجوی زندانی، شد.


روز بعد، سه‌شنبه ۳۰ شهریور، آقای نیلی احمدآبادی با حکم وزیر علوم، تحقیقات و فناوری از سمت خود برکنار شد و آقای مقیمی جایگزین او گردید.


نیلی احمدآبادی عنوان کرده بود با توجه به این که کسری نوری نیمی از دوره حبس خود را گذرانده است و قانون اجازه آزادی او را بر اساس این شرایط می‌دهد، دانشگاه تهران بنابر تقاضای خانواده این دانشجوی زندانی، درخواست آزادی او را در دستور کار قرار داده است.


کسری نوری از دراویش گنابادی و از مدیران وب‌سایت «مجذوبان نور» در جریان واقعه گلستان هفتم، اول اسفند ۹۶ به همراه صدها تن دیگر از دراویش بازداشت و در دادگاه انقلاب تهران به ۱۲ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال تبعید به شهرستان «ثلاث باباجانی» و محرومیت‌های اجتماعی محکوم شد.

۱۴۰۰ مهر ۱۱, یکشنبه

 بروز «انواع مریضی‌ها» در آبادان و خرمشهر به دلیل «فاضلاب بودن» آب آشامیدنی

احمد لفته‌نژاد، نماینده خرمشهر در مجلس شورای اسلامی شامگاه شنبه ۱۰ مهرماه در یک نشست بررسی معضل آب گفت که «در آبادان و خرمشهر آب فاضلاب به خورد مردم می‌دهیم» و وزیر نیروی ایران نیز در همین نشست در این مورد «به او حق داد.»


به گزارش خبرگزاری ایسنا، او افزود: «آبی که به آبادان و خرمشهر می‌رسد، آب نیست و فاضلاب است» و «در آبادان و خرمشهر مردم با توجه به این وضعیت آب، با انواع مریضی‌ها و حساسیت‌های پوستی مواجه هستند و مشکلات فراوانی در این زمینه دارند.»


آقای لفته‌نژاد با بیان اینکه مردم شهرهای جنوبی خوزستان از وضعیت آب ناراضی هستند، گفت: «چیزی به اسم توسعه طرح‌های آب در آبادان و خرمشهر نداریم و علت اینکه پس از ۳۲ سال هیچ طرحی برای حل مشکلات آب در این شهرها اجرایی نشده‌است، باید بررسی شود.»


او خواستار «پیگیری سهمیه آب شهرهای آبادان و خرمشهر از طرح آبرسانی غدیر» و «رسیدن به داد مردم» این شهرها شد.


به گزارش خبرگزاری تسنیم، علی‌اکبر محرابیان، وزیر نیرو نیز که در همین نشست حضور داشت در مورد طرح آبرسانی غدیر، دولت خود را «وارث این پروژه نیمه‌تمام با پیشرفت بسیار کم» دانست و به خشکسالی اشاره کرد و ابراز امیدواری کرد که «با عنایت الهی شاهد سال‌های پربارش باشیم.»

 اعتصاب کارگران واحد ترابری شرکت بهره‌برداری نفت و گاز زاگرس‌ جنوبی

کارگران واحد ترابری شرکت بهره‌برداری نفت و گاز زاگرس‌ جنوبی در منطقه عملیاتی پارسیان، آغار و دلان، روز شنبه اعتصاب و در مقابل محل کار خود تجمع کردند.


به گزارش خبرگزاری ایلنا، یکی از کارگران اعتصابی با اشاره به اعتصاب‌های قبلی در فروردین و تیرماه سال جاری گفت: «مسئولان وعده دادند همه رانندگان به سامانه ساپنا متصل می‌شوند، اما تاکنون به رغم تاکید وزارت نفت، هیچ اقدامی انجام نشده است.»


سامانه ساپنا، سامانه اطلاعات پیمانکاران نیروی انسانی در صنعت‌ نفت است.


این کارگر اشاره کرد که در نتیجه خروج ۳۸۰ راننده از سامانه ساپنا در اسفند سال ۹۹، آنها از بسیاری از مزایای شغلی، مانند طرح طبقه‌بندی مشاغل، بیمه تکمیلی و سایر مزایای قانونی و عرفی برای پرسنل رسمی، قراردادی و سایر نیروهای پیمانکاری محروم شده‌اند.

 گسترش بحران بی‌آبی به نقاط مختلف ایران؛ مردم همدان روزانه ۱۲ ساعت آب ندارند همزمان با ادامه قطع آب شهرکرد برای بیش از ۱۰ روز و اعتراض شهرون...